امام و اوشین
در عظمت شاهكار جاودانه ي فردوسي عزيز و شخصيت هاي ماندگارش هيچ حرفي نيست. اما قرار دادن شخصيت برترين زن تاريخ بشريت در كنار زنان خيالي يك اثر هنري پذيرفتني است؟ حتي اگر بپذيريم مقصود از اين كنار هم قرار گرفتن، هم شان و هم مرتبه دانستن حضرت زهرا با ديگران نبوده است و تنها هدف، آوردن شاهد و مثالي از زنان نمونه ي ايراني بوده است آيا باز جاي پرسش نيست كه چرا از بين اين همه شخصيت واقعي زنان مسلمان، از شهربانو مادر امام سجاد گرفته تا همسران و مادران شهدا، در اين بيانيه ي روشنفكرانه! نامي برده نشده است؟
چهارشنبه ۱۹ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۱۱:۲۷
باشگاه جوانی برنا/وبلاگ از چشم من
در هشتم بهمن ماه سال67 و به مناسبت تولد حضرت زهرا(سلام الله عليها) و روز زن، راديوي جمهوري اسلامي ايران در برنامه اي به نام "سلام، صبح به خير" در گزارشي از مخاطبينش مي پرسد: "به نظر شما الگوي امروز زنان ايراني چه کسي است؟".
اکثر مخاطبين، حضرت فاطمه را الگوي خود معرفي مي نمايند اما يکي از مصاحبه شوندگان در کمال تعجب مي گويد: " الگوي مناسب زنان ايراني "اوشين" است!". اوشين نام شخصيت اصلي داستان سريالي ژاپني به نام "سالهاي دور از خانه" بود که آن روزها با سانسور شديد و تغييرات بنيادين در محتواي آن از سيما پخش مي شد و در نسخه ي اصلي چندين قسمت از فيلم، او نقش يک "گيشا" - يعني زني که روزي اش را از طريق فحشا به دست مي آورد- را بازي مي کرد.
حضرت روح الله(ره) فرداي آن روز در واکنش به اين ماجراي موهن، طي پيامي رسمي و علني به شدت محمد هاشمي (رئيس وقت صدا و سيما) را مورد عتاب قرار مي دهد و مي فرمايد:
"آقاي محمد هاشمي
مديرعامل صدا و سيماي جمهوري اسلامي
با کمال تاسف و تاثر روز گذشته (روز شنبه 8 بهمن) از صداي جمهوري اسلامي مطلبي در مورد الگوي زن پخش گرديده است که انسان شرم دارد بازگو نمايد. فردي که اين مطلب را پخش کرده است تعزير و اخراج مي گردد و دست اندرکاران آن تعزير خواهند شد. در صورتي که ثابت شود قصد توهين درکار بوده است، بلاشک فرد توهين کننده محکوم به اعدام است. اگر بار ديگر از اين گونه قضايا تکرار گردد، موجب تنبيه و توبيخ و مجازات شديد و جدي مسئولين بالاي صدا و سيما خواهد شد. البته در تمامي زمينه ها قوه قضاييه اقدام مي نمايد. " صحيفه نور ، جلد 21 : ص 76
غرض از اين بازگشت به گذشته، نگاهي دوباره به بيانيه ي روشنفكرترين زن ايران! به مناسبت روز جهاني زن است. رهنورد در قسمتي از اين بيانيه با کنار هم قرار دادن شخصيتهاي بزرگ مذهبي و شخصيتهاي افسانهاي، الگوي زن ايراني را شخصيت هاي خيالي شاهنامه عنوان مي كند:
"تاريخ مذهبي و اسلامي و تاريخ ملي ما سرشار از روزهاي بزرگي چون تولد حضرت زهرا (س) و پيام آوري زينب(س) است و همچنين سرشار از شخصيت هاي بزرگ ايران باستان چون آذر ميدخت ها و ايران دخت ها و زنان ايثارگر شاهنامه اي و اسطوره اي چون آناهيتا و تهمينه و رودابه و گردآفريد است ".
در عظمت شاهكار جاودانه ي فردوسي عزيز و شخصيت هاي ماندگارش هيچ حرفي نيست. اما قرار دادن شخصيت برترين زن تاريخ بشريت در كنار زنان خيالي يك اثر هنري پذيرفتني است؟ حتي اگر بپذيريم مقصود از اين كنار هم قرار گرفتن، هم شان و هم مرتبه دانستن حضرت زهرا با ديگران نبوده است و تنها هدف، آوردن شاهد و مثالي از زنان نمونه ي ايراني بوده است آيا باز جاي پرسش نيست كه چرا از بين اين همه شخصيت واقعي زنان مسلمان، از شهربانو مادر امام سجاد گرفته تا همسران و مادران شهدا، در اين بيانيه ي روشنفكرانه! نامي برده نشده است؟
به راستي اگر امام زنده بود با نويسنده ي چنين بيانيه اي چه برخوردي مي كرد؟
***